حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

152

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

و آنها كه بر موضع باطل خود باقى ماندند ، اطلاق مىكنند . با اين پندار كه اقداماتى كه نزاريان انجام مىداده‌اند ، از قبيل ترورهاى مقرون به فداكارىها و دليرىهاى بىحد مثال ، همگى در اثر تخدير به حشيش بوده است ، به‌طورى كه آنها اراده‌شان را از دست مىداده‌اند و غير هوشيارانه آنچه را كه مأمور به انجام آن بودند ، اجرا مىكرده‌اند . اين از شگفت‌انگيزترين تهمتهايى است كه به آنها زده شده است . زيرا مسلّم است كه استعمال حشيش ، صفات عالى نفسانى انسان را از قبيل شجاعت ، كرامت و غيره ، از بين مىبرد و كسى كه چنين موادى را استعمال مىكند ، اسرارش را فاش مىنمايد و مكنونات قلبىاش را براى همگان آشكار مىكند ؛ و اين بر خلاف مقتضيات يك فدايى و چريك موظف به مأموريت‌هاى سنگين است ، به‌طورىكه پس از شجاعت ، هيچ صفتى به اندازهء رازدارى براى يك فدايى لازم نيست . ريشهء اين بهتان چيزى است كه جهانگرد معروف ، ماركوپولو ، در مورد آنچه به پندار او بهشت شيخ الجبل « 1 » بوده ، ذكر كرده است . بهشتى كه خيالات او آن را به نحو اغراق‌آميزى همراه با تخيلات و خرافات ، ساخته و پرداخته است . ماركوپولو چنين مىگويد : « حسن صباح در دره‌هاى ميان دو كوه ، باغى ساخت كه بزرگ‌ترين باغى بود كه تا آن زمان ديده شده بود . باغى پر از درختان ميوه از هر نوع . در آن ، كاخ‌ها و گنبدها به دلكش‌ترين صورتى كه مىتوان تجسم كرد ، ساخته شده بود ؛ همه زراندود و با رنگها و نقشهاى دل‌انگيز . در آن ، آبراهه‌هايى كه در آنها شراب و شير و عسل و آب جريان داشت و عده‌اى زن از زيباترين زنان جهان كه

--> ( 1 ) مراد از شيخ الجبل در اين‌جا حسن صباح است .